تعزیه و فلسفه آن (24) ضدٌ تشبه| ویکی پدیا فارسی

تعزیه و فلسفه آن (24) ضدٌ تشبه

 

تعزیه و فلسفه آن (24)


ضدٌ تشبه


« در کنار عامل تشبٌه در تعزیه یک عامل « ضدٌ تشبه » در صورت دشمنان امام به وجود آمد . عامل اول دارای برد عاطفی مثبت بود و نسبت به احساسات مردم و تماشاگران خصلتی نزدیک کننده داشت و عامل دوم با برد عاطفی منفی مردم را به ضدٌیت با خود بر می انگیخت و جداسازنده بود . شبیه امام و اهل بیت ملجاء روح همانندی معنوی مردم را به سوی خویش جلب می نمود در حالیکه تشبیه ظالمان و دشمنان ضرورتا" میبایستی ناهمانندی روحی را در طبیعت مردم بر می انگیخت . بنابر این قضاوت اخلاقی جامعه از طریق سخنان شبیه اشقیاء روی خودشان منعکس و منطبق می گردید . برای مثال در یک تعزیه هنگامی که شمر قصد بریدن سر امام را می کند :
شمر به امام می گوید :
مگر دعا بنمودی ایا قرینِ محِن که حلق تو نکند قطع آه خنجر من
امام به شمر می گوید :
اینجاست بوسه گاه رسول خدا یقین خنجر حیا کند که ببرٌد ایا لعین
خواهی که کام خویش کنی ای لعین روا میکُن سر مطهر من از قفا جدا
شمر خنجر نهد و گوید :
منم شمر سنگین دلِ بی حیا که بیمی نباشد مرا از خدا
نباشد مرا شرم از مصطفی ندارم حیا از رخ مرتضی
نباشد به دل باکم از مجتبی نترسم ز افغان خیر النساء
ز خنجر ببرٌم سر طفل او کنم زینیش را خراشیده رو
این روش تماشاگران را به شرکت در جریان ضدٌیٌت با ظالمان بر می انگیخت و در واقع احساسات مخالفت آمیز با مردم را به روی شبیه اشقیاء منتقل می گردانید . این تنفر و جدائی روحی ، عواطف موافق مردم یا شبیه اتقیاء را که با دشمنان در نبرد بودند به صورت واکنشی نیرو مند می ساخت . »


مایل بکتاش . همان . ص 27 .