تعزیه و فلسفه آن (28) محمد رفیع طباطبائی ( نظام العلماء )| ویکی پدیا فارسی

تعزیه و فلسفه آن (28) محمد رفیع طباطبائی ( نظام العلماء )

 

تعزیه و فلسفه آن (28)


محمد رفیع طباطبائی ( نظام العلماء )


محمد رفیع طباطبائی ( نظام العلماء ) که از علمای معروف دین در دوره ناصر الدینشاه و مظفرالدینشاه بود ، در سال 1322هجری - در سن 72 سالگی - کتابی بنام « مجالس حسینیه » در شرح حکمت مصائب و تعزیه داری امام حسین که روشنگر مسائل اصلی تعزیه و مفهوم آن بود تالیف و منتشر کرد . وی در شرایطی که جامعه سنٌتی ایران و همچنین تعزیه مراحل حسٌاسی را طی می کرد نظریات خود را بازگو نمود .
از نقطه نظر شیعه به این سؤال که « چه حکمت بود که خداوند آنهمه مصائب را از او دفع نکرد و چرا دشمنان را به حال و اختیار خود گذاشت تا هرچه دلشان خواست از ظلم و اذیٌت بعمل آورند . تعلق مشیت و قضای خدا با همه توانائی و قدرت به اینگونه امور که مبغوض اوست آیا چه صورت دارد » اینگونه پاسخ داد .
خداوند قادر مطلق برای اینکه قهرا" مانع اختیار مردم نباشد و هرکس به میل و اختیار خود بتواند مصدر خیر و شر گردد ... مردم را به حال خود گذاشته یعنی قوه اختیار را از ایشان سلب نکرده تا سعید و شقی آنچه در کمون خود دارد بی مانعی بروز دهد ...
محمد رفیع طباطبائی در توضیح خود افزود :
« چون خداوند به قدرت کامله خود بندگان را فاعل مختارقرار داده و به آنها قدرت و قوت فعل و ترک داده و به لسان عقل و زبان انبیاء و رُسُل راه خیر و شر را به همه مکلفین حالی کرده و معلوم داشته و مصالح فاعل مختار بودن بندگان را از مجبوریت ایشان بیشتر دیده پس حکمتش مقتضی این گردیده که بعد از دلالت رسل و ارائت سبل هرکس به میل و اراده خود هرگونه راه را پیش گیرد و حول و قوٌه خود را از او باز نگرفته بنده را مضطر و مسلوب الاختیار ننماید .
پس به اینجهت ممکن است گاهی مشیت او به آنچه بالذات مطلوب نیست بالعرض علاقه بگیرد تا اختیار مکلفین از دستشان نرود و در آن صورت تعلق اراده و معیشت خدا به وجود آن شیء محض برای ابقاء قوه اختیارعبد است که آنچه نعمت اختیار به بندگان داده از آنها سلب نکند و این معنی ثانیا" و بالعرض خیر است هرچند آن عمل صادر از عبد فی نفسه شر باشد و چون حکمت خداوند به ابقاء حول و قوه و اختیار بندگان علاقه گرفته تعلق مشیت خداوندی به بقای حول و قوٌه عبد غیر تعلق اوست به خیریت و شرٌیٌت اعمال او ... و تعلق اراده خداوند به اینگونه چیزها بالاضاله نیست بلکه بالعرض و به ملاحظه مصالح و حکم است ! نعمت اختیاری که به آنهاداده از دستشان نرود .
وی در « مجالس حسینیه » در این زمینه سپس مردود بودن عقیده جبری اشاعره و تبدیل و تعدیل اصل تفویض معتزله را به صورت اختیار در اعتقادات شیعه بیان داشته و نوشته است :
« خواجه نصیرالدین طوسی در شرح رساله گفته است که ارادهء عبد علٌت قرینه فعل است و ارادهء حق علت بعیده ء وی . اشعری نظر را متصور علٌت بعیده گردانید . تامل به جبر شده و معتزلی نظر به علٌت قرینه تنها نموده تامل به تفوبض شد و حق آنست که وقوع فعل موقوف است به مجموع ارادتین چنانکه عالم اهل بیت گفته لاجبر ولا تفویض بل امر بین الامرین ...
جمهور شیعه امامیه و معتزله و حکماء قائلند که حسن و قبح اشیاء عقلی است ولی اعتقاد اشاعره اینست که شرعی است و مراد از حسن فعل آنست که فاعل آن از جانب خدا و از طرف عقلا مستحق مدح و احسان و تکریم باشد و مراد از قبح فعل آنست که فاعل به سبب این مسئله بسیار خبط کرده که صدور قبیح را از خداوند جایز دانسته اند . بطلان و فساد این مذهب نزد عقل بدیهی است . حاجت به ذکر دلیل نیست و اینها خدا را نشناخته اند . » .


مایل بکتاش . همان . صص 33 ، 34 ، 35 .